بولداگ breed standards compared
Each column is one club's published standard. An empty cell means the club says nothing on that point in our records.
Clubs compared: FCI, AKC, UKC, KC, CKC.
Size
| Measure | FCI | AKC | UKC | KC | CKC |
|---|---|---|---|---|---|
| وزن, male | No ruling | 22.7 kg | 22.7–25 kgover 25 kgعیب | 25 kg | 22.8 kg |
| وزن, female | No ruling | 18.1 kg | 20.4–22.7 kgover 22.7 kgعیب | 23 kg | 18.3 kg |
Conformation
| Form | FCI | AKC | UKC | KC | CKC |
|---|---|---|---|---|---|
| جفتشدن دندانهافک پایین بیرونزده | استاندارد (“فک پایین کمی جلوتر از فک بالا قرار دارد، با خمیدگی متوسط رو به بالا”) | استاندارد (“حجیم، بسیار پهن، مربعی و با پیشآمدگی فک پایین”) | استاندارد (“مجموعه کامل دندانهای درشت، قوی و سفید در بایت پیشآمدگی فک پایین به هم میرسند”) | استاندارد (“فک پایین کمی جلوتر از فک بالا قرار دارد با خمیدگی متوسط رو به بالا”) | استاندارد (“بسیار پهن، مربعی و با پیشآمدگی فک پایین”) |
| جفتشدن دندانهادهان کج | No ruling | No ruling | عیب (“عیب جدی: دهان کج”) | No ruling | No ruling |
| دندانبندیدندانبندی کامل | No ruling | No ruling | استاندارد (“مجموعه کامل دندانهای بزرگ، قوی و سفید”) | No ruling | No ruling |
| حالت گوشگلسرخی | استاندارد (“گوش گلی صحیح است”) | استاندارد (“شکلی که گوش گلی نامیده میشود مطلوبترین است”) | استاندارد (“گوشهای گلی کوچک و نازک بالا روی سر قرار گرفتهاند”) | استاندارد (“گوش گلی صحیح است”) | استاندارد (“شکلی که گوش گلی نامیده میشود مطلوبترین است”) |
| حالت گوشایستاده (سیخ) | No ruling | عیب (“نباید ایستاده یا نوکتیز حمل شود”) | عیب (“عیبهای بسیار جدی: گوشهای ایستاده؛ گوشهای نوکتیز ایستاده”) | No ruling | عیب (“نباید ایستاده یا نوکتیز حمل شود”) |
| حالت گوشدکمهای | No ruling | عیب (“یا دکمهای”) | عیب (“عیبهای بسیار جدی: ... گوشهای دکمهای”) | No ruling | عیب (“یا دکمهای”) |
| جایگیری گوشبالا | استاندارد (“گوشها: بالانشسته”) | استاندارد (“گوشها باید بالا روی سر قرار گرفته باشند”) | استاندارد (“بالای سر قرارگرفته”) | استاندارد (“بالانشسته”) | استاندارد (“گوشها باید بالا روی سر قرار گرفته باشند”) |
| شکل چشمگرد | استاندارد (“گرد، با اندازه متوسط، نه فرورفته و نه برجسته”) | استاندارد (“باید کاملاً گرد و با اندازه متوسط باشند”) | استاندارد (“چشمهای بسیار تیره کاملاً گرد و با اندازه متوسطاند”) | استاندارد (“گرد، با اندازه متوسط، نه فرورفته و نه برجسته”) | استاندارد (“باید کاملاً گرد و با اندازه متوسط باشند”) |
| جایگیری چشمهااز هم دور | استاندارد (“با فاصله زیاد از هم، اما گوشههای بیرونی در درون طرح گونهها”) | استاندارد (“تا حد امکان با فاصله زیاد از هم”) | استاندارد (“با فاصله زیاد از هماند اما گوشههای بیرونیشان در درون طرح”) | استاندارد (“با فاصله زیاد از هم، اما گوشههای بیرونی در درون طرح گونهها”) | استاندارد (“تا حد امکان با فاصله زیاد از هم”) |
| طول پوزهکوتاه | استاندارد (“پوزه کوتاه، پهن، رو به بالا برگشته و عمیق”) | استاندارد (“پوزه بسیار کوتاه، پهن و رو به بالا برگشته است”) | استاندارد (“صورت نسبتاً کوتاه از جلوی استخوان گونه اندازهگیری میشود”) | استاندارد (“پوزه کوتاه، پهن، رو به بالا برگشته و عمیق”) | استاندارد (“پوزه بسیار کوتاه، پهن، رو به بالا برگشته”) |
| شکل پوزهکُند | استاندارد (“پوزه پهن، کُند، و کمی رو به بالا متمایل”) | No ruling | No ruling | استاندارد (“پوزه پهن، کُند و رو به بالا متمایل”) | No ruling |
| طول گردنمتوسط | استاندارد (“گردن: با طول متوسط، ضخیم، عمیق و قوی”) | No ruling | No ruling | استاندارد (“گردن قوی و عضلانی، خوب قوسدار، با طول متوسط”) | No ruling |
| طول گردنکوتاه | No ruling | استاندارد (“گردن باید کوتاه، بسیار ضخیم، عمیق و قوی باشد”) | استاندارد (“گردن کوتاه و ضخیم عمیق، قوی و خوب قوسدار است”) | No ruling | استاندارد (“گردن باید کوتاه، بسیار ضخیم، عمیق و قوی باشد”) |
| پوست آویخته زیر گلوملایم | استاندارد (“که غبغب اندکی در هر دو سو تشکیل میدهد”) | No ruling | No ruling | استاندارد (“که غبغب اندکی در هر دو سو تشکیل میدهد”) | No ruling |
| پوست آویخته زیر گلومشخص | No ruling | No ruling | No ruling | No ruling | استاندارد (“دو چین شل آویزان، که غبغب را تشکیل میدهند”) |
| خط پشتقوس ملایم روی کمر | استاندارد (“دوباره ناگهانیتر بهسوی دم خمیده میشود، که قوس اندکی میسازد”) | No ruling | No ruling | استاندارد (“که قوس اندکی روی کمر میسازد”) | No ruling |
| سینهعمیق | استاندارد (“سینه: پهن، برجسته و عمیق”) | No ruling | استاندارد (“سینه بسیار عمیق است و میان پاهای جلو خوب پایین آمده”) | استاندارد (“سینه پهن، برجسته و عمیق”) | No ruling |
| محل قرارگیری دمپایین | استاندارد (“پایین قرار گرفته، نسبتاً مستقیم بیرون زده و سپس رو به پایین برمیگردد”) | No ruling | No ruling | استاندارد (“پایین قرار گرفته، نسبتاً مستقیم بیرون زده و سپس رو به پایین برمیگردد”) | No ruling |
| حالت دمپایین (آویزان) | استاندارد (“حمل رو به پایین ... و هرگز بالاتر از پشت حمل نمیشود”) | No ruling | No ruling | استاندارد (“حمل رو به پایین”) | No ruling |
| طول دمبیدم مادرزادی | عیب (“نبود دم، دم وارونه یا بسیار محکمپیچ بهشدت نامطلوب است”) | No ruling | No ruling | No ruling | No ruling |
| مفصلهای خرگوشیپاییننشسته | No ruling | No ruling | No ruling | استاندارد (“مچ پای عقب کمی خمیده، خوب پایین قرار گرفته”) | No ruling |
Markings
| Marking | FCI | AKC | UKC | KC | CKC |
|---|---|---|---|---|---|
| نقاب | جایگزین (“تکرنگ با ماسک سیاه”) | جایگزین (“ببری، ابلق، خالخال، ماسکهای سیاه، نوکهای سیاه”) | No ruling | جایگزین (“تکرنگ با ماسک یا پوزهی سیاه”) | No ruling |
| ککمک | No ruling | جایگزین (“ببری، ابلق، خالخال، ماسکهای سیاه، نوکهای سیاه”) | No ruling | جایگزین (“هر یک از رنگهای فهرستشده ممکن است نوکهای تیره یا خالخال داشته باشد”) | No ruling |
| نشانهای سفید | جایگزین (“قرمز یا زردروشن ممکن است نشانهای سفید داشته باشد”) | No ruling | No ruling | جایگزین (“قرمز یا زردروشن ممکن است نشانهای سفید داشته باشد”) | No ruling |
| لکهٔ سینه | No ruling | No ruling | جایگزین (“لکهی سفید کوچک روی سینه در ببریها و سگهای یکدسترنگ قابلقبول است.”) | No ruling | No ruling |
Cropping, docking and other procedures
| Procedure | FCI | AKC | UKC | KC | CKC |
|---|---|---|---|---|---|
| گوشبری | No ruling | به رسمیت شناخته نشده (“هرگز نباید بریده شود”) | عیب (“عیبهای بسیار جدی: ... گوشهای بریده”) | No ruling | به رسمیت شناخته نشده (“هرگز نباید بریده شود”) |
The law on these procedures differs by country. A listing here says nothing about whether one is legal where you live.
بولداگ colors and patterns
What each club's breed standard says about every بولداگ color and pattern. Point at a ruling to see the club's own wording.
Breed standards describe the بولداگ in سیاه، سفید، قرمز، زرد، و فندقی روشن. Standard patterns: یکدست، ببری، ابلق، چال، سموری، و ببری معکوس.
| Color or pattern | FCI | AKC | UKC | KC | KUSA |
|---|---|---|---|---|---|
| سیاه | عیب (“Dudley, black and black with tan highly undesirable”) | استاندارد (“a minimal amount of solid black in piebalds”) | عیب (“Solid black and black and tan are very undesirable”) | به رسمیت شناخته نشده (“Black”) | به رسمیت شناخته نشده |
| سفید | استاندارد (“white”) | استاندارد (“White”) | استاندارد (“Solid white”) | استاندارد (“white”) | استاندارد (“white”) |
| قرمز | استاندارد (“reds with their various shades”) | استاندارد (“Red”) | استاندارد (“Solid red”) | استاندارد (“red”) | استاندارد (“red”) |
| زرد | No ruling | ردکننده | استاندارد (“Solid red, fawn, or yellow”) | به رسمیت شناخته نشده | به رسمیت شناخته نشده |
| فندقی روشن | استاندارد (“fawns”) | استاندارد (“Fawn”) | استاندارد (“fawn”) | استاندارد (“fawn”) | استاندارد (“fawn”) |
| خرمایی | عیب (“black with tan highly undesirable”) | ردکننده | عیب (“black and tan are very undesirable”) | به رسمیت شناخته نشده (“Black & Tan”) | به رسمیت شناخته نشده |
| آلبینو | No ruling | ردکننده | ردکننده (“Albinism”) | به رسمیت شناخته نشده | به رسمیت شناخته نشده |
| آبی | No ruling | ردکننده | No ruling | به رسمیت شناخته نشده (“Blue”) | به رسمیت شناخته نشده |
| یاسی | No ruling | ردکننده | No ruling | به رسمیت شناخته نشده | به رسمیت شناخته نشده |
| قهوهای | No ruling | ردکننده | No ruling | به رسمیت شناخته نشده (“Brown”) | به رسمیت شناخته نشده |
| شکلاتی | No ruling | ردکننده | No ruling | به رسمیت شناخته نشده | به رسمیت شناخته نشده |
| کرم | No ruling | ردکننده | No ruling | به رسمیت شناخته نشده (“Cream”) | به رسمیت شناخته نشده |
| Patterns | |||||
| یکدست | استاندارد (“Whole”) | استاندارد (“Colors are red, white, fawn, fallow”) | استاندارد (“Solid red, fawn, or yellow”) | استاندارد (“Whole (solid) colour”) | استاندارد (“Whole (solid) colour”) |
| ببری | استاندارد (“brindles”) | استاندارد (“Brindle”) | استاندارد (“Red brindle”) | استاندارد (“Brindle”) | استاندارد (“Brindle”) |
| ابلق | استاندارد (“pied”) | استاندارد (“Piebald”) | استاندارد (“Piebald”) | استاندارد (“Pied”) | استاندارد (“Pied”) |
| چال | No ruling | استاندارد (“Ticked”) | No ruling | استاندارد (“ticking”) | استاندارد (“ticking”) |
| سموری | No ruling | استاندارد (“Black Tips”) | No ruling | استاندارد (“dark tips”) | استاندارد (“dark tips”) |
| ببری معکوس | استاندارد (“brindles”) | استاندارد (“Brindle”) | استاندارد (“Red brindle”) | استاندارد (“Brindle”) | استاندارد (“Brindle”) |
| پوینت خرمایی | عیب (“black with tan highly undesirable”) | ردکننده | عیب (“black and tan are very undesirable”) | به رسمیت شناخته نشده (“Black & Tan”) | به رسمیت شناخته نشده |
| مرل | No ruling | ردکننده (“The merle pattern”) | ردکننده (“Merle color”) | به رسمیت شناخته نشده | به رسمیت شناخته نشده |
| مرل دوگانه | No ruling | ردکننده | No ruling | به رسمیت شناخته نشده | به رسمیت شناخته نشده |
| Color or pattern | FCI | AKC | UKC | KC | KUSA |
|---|---|---|---|---|---|
| قهوهای تیره | استاندارد (“very dark- almost black”) | استاندارد (“very dark”) | استاندارد (“very dark”) | استاندارد (“very dark – almost black”) | استاندارد (“very dark – almost black”) |
| آبی | No ruling | ردکننده (“Blue or green eye(s)”) | ردکننده (“Blue, green, or parti-colored eyes”) | No ruling | No ruling |
| سبز | No ruling | ردکننده (“Blue or green eye(s)”) | ردکننده (“Blue, green, or parti-colored eyes”) | No ruling | No ruling |
| Patterns | |||||
| ناهمرنگی بخشی | No ruling | ردکننده (“parti-colored eye(s)”) | ردکننده (“parti-colored eyes”) | No ruling | No ruling |
| Color or pattern | FCI | AKC | UKC | KC | KUSA |
|---|---|---|---|---|---|
| سیاه | استاندارد (“large, broad and black”) | استاندارد (“large, broad and black”) | استاندارد (“large, broad and black in color”) | استاندارد (“large, broad and black”) | استاندارد (“large, broad and black”) |
| جگری | به رسمیت شناخته نشده (“under no circumstances liver colour, red or brown”) | ردکننده (“a brown or liver-colored nose shall disqualify”) | عیب | به رسمیت شناخته نشده (“under no circumstances liver colour, red or brown”) | به رسمیت شناخته نشده (“under no circumstances liver colour, red, or brown”) |
| قرمز | به رسمیت شناخته نشده (“under no circumstances liver colour, red or brown”) | عیب | عیب | به رسمیت شناخته نشده (“under no circumstances liver colour, red or brown”) | به رسمیت شناخته نشده (“under no circumstances liver colour, red, or brown”) |
| دادلی | عیب (“Dudley, black and black with tan highly undesirable”) | عیب | عیب | No ruling | No ruling |
What the rulings mean
- استاندارد
- Described by the club's breed standard.
- عیب
- Named by the club's breed standard as a fault: the animal can be shown but is penalized.
- ردکننده
- The club's breed standard disqualifies an animal of this color or pattern.
- به رسمیت شناخته نشده
- The club does not accept this color or pattern for the breed.
Color changes
How a بولداگ's colors can change over its life.
سیاهchanges toزنگآهنی
پوشش مو · با وضعیت بدن · can change back
سیاهchanges toخاکستری
پوشش مو · پیشرونده
سیاهchanges toقهوهای
پوشش مو · در آفتاب · can change back
سفیدchanges toچال
پوشش مو · با افزایش سن · from 2 weeks
پوینت خرماییchanges toزیندار
پوشش مو · با افزایش سن · from 6 to 156 weeks
سیاهchanges toبینی برفی
بینی · با فصل · can change back
سیاهchanges toصورتی
بینی · با فصل · can change back
Sources
Each ruling comes from the club's published breed standard or color list.